بدمست

گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای

بدمست

گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای

نیابت

دوشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۱۸ ب.ظ

دارین فکر میکنین این عکسه چیه؟ این عکس سالن کشتار مرغه. دیشب امیر زنگ زد گفت میخایم بریم یه جایی. گفتم کجا، گفت بیا میفهمی. ما هم ساعت ده شب رفتیم و فهمیدیم جایی که میخایم بریم، کشتارگاست! 

با تعجب گفتم، آخه کشتارگاه؟ امیرم گفت، تو که میگفتی همه چیو باس تجربه کرد، اینم تجربه ناب!

خلاصه که رفتیم، یه آقاییم بود اونجا که از اولین مرحله برای ما توضیح می داد. ماشین ها جعبه های حاوی مرغ هارو از مرغداری ها میاوردن. مرغ ها به چیزی شبیه سلابه که در حرکت مداوم بود آویزون میشدن. از آب برق دار عبور میکردن و دچار برق گرفتگی میشدن تا از تکون های بعد سر بریدن جلوگیری بشه. بعد یه روحانی دعا میخونه و بسم الله میگه تا ذبح انجام بشه وکلا کارش اینه که گوشت حلال برسه دس ملت و بابتش حقوق ثابت ماهیانه میگیره ! بعد سلابه های متحرک به سمت قربانگاه میرن. جایی که یکی از کارگر های کشتارگاه با یه چاقو انتظارشونو میکشه و تقریبا با سرعتی معادل یک سر بر ثانیه مرغ هارو ذبح میکنه! بعد مرغ ها میرسن به همین عکسی که گرفتم. یه سالن پر خون! بعضی مرغا هم خوب برق دار نمیشن و همینجور بال بال میزنن و خون میپاشه اینور و اونور. بعد در ادامه سیکل مرغ ها  به سمت پر کن میرن. بعد دل و سنگدونشو میکشن بیرونو شکمشو خالی میکنن. پاهاشو میکنن، خنک میشن و میرن واس بسته بندی. همه این داستان ها تو کمتر از دو دیقه اتفاق میافته و شبی تقریباً ده هزارتا مرغ این جوری سر بریده میشه. بعد به یه سالن دیگه  رفتیم، جایی که پای مرغ، پَرِش، سرش ، خونش محتویات سنگدونش و تمام دور ریزهای دیگش، تو یه دیگ میجوشه و خشک میشه و حاصل پورد قهوه ایه که غذای ماهی هاست. اینجا دیگه از بوی متعفن فضا حالم داشت بهم میخورد و بالا میاوردم. زدم بیرون و نشستم تو ماشین.

 و به این فکر کردم که بشر تا جایی که این کثافت کاری هاش به صورت نیابتی انجام میشه هیچ مشکلی نداره! تا وقتی یکی دیگه سر حیونو میبره، هیچ مشکلی با خوردنش نداره! مشکل از جایی شروع میشه که کاردو میدن دسش، اونوقته همه تبدیل به ابراهیم نبی میشن!

۹۶/۰۶/۲۷

نظرات (۲۰)

۲۷ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۷ نیمه سیب سقراطی
واااای چه عکس بدجوری چه چندش چه کثیف چه وحشیانه :(
دارم فکر میکنم من ناهار جوجه خوردم -_-
پاسخ:
اره داستان همینه, اجداد ما ,انسان های اولیه کارشون درست تر بود, خودشون میرفتن شکار,میکشتن و میخوردن! مث ما نایب نداشتن, مردتر بودن! حالا پسر عمم مرغداری داره,یه گزارشم ازونجا تهیه میکنم که کلا مرغ و بزاری کنار:)))
ساعت ده شب، کشتارگاه! چه دل و جراتی داشتید
تصورشم وحشتناکه، از کجا میاد اینهمه تناقض توی ذات بشر؟!


پاسخ:
ساعت کاریش شبانس کلا, صب بسته بندی میشه میاد بازار,چه مرغ چه گوسفند.
هست توی ذاتش دیگه,نمیخاد قبول کنه,فاز روشنفکری میگیره :))

یاد فیلم بدون تاریخ و بدون امضا افتادم و آن سکانس فریاد های دل خراش نوید محمد زاده رو به آسمان!، در خلوت شب و خرابه ها....
 و مرگ زیر پوست شهر نفس می کشید..
پاسخ:
من اتفاقا گیاهخواری هدایت جلوی چشم بود,اون صفحه ای که کشتارگاه و تصویر میکرد,فقط اون صفحش جلو چشم بود,هرچند که هیچوقت نه گیاهخوار بودم و نه قبولش دارم.
کارد بخوره به شکممون😭😭😭😭
پاسخ:
انسان در هر صورت موجودی همه چیز خواریه, ولی داستان و مشکل من با نیابتی کار کردنشه, اینه که اگه یکی دیگه کثافت کاریاشو انجام بده دیگه از نظر اون ,اون کارها تطهیر شدست! و اونقد مرد نیس خودش اون کارهارو انجام بده و تقبیحشون میکنه! این تقبیح کردنه خودش زشته!
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
ولی من دارم به اون روحانیه فک میکنم
چرا همچین شغلی وجود داره؟- _ - من گوشت مرغ حلال نخوام باید چیکار کنم :|؟! 

+همین الان اخبار استانمون گفت 360 تا روحانی به مناطق مختلف استان اعزام شده! که استانو کامل پوشش بدن واس دراوردن اشک مردم ایام محرم 
** *** **** ***** ** ****** ** ** *** *** ***** **** ** *****
پاسخ:
بدون روحانی مجوز کشتارگاهیم در کار نیس
:/
پاسخ:
:(((
سیستم کشتن گاو ها بدتر هست...حتی دانشمندها سالهاست که متوجه شدن که گاوها احساس دارن و خیلی چیزها رو متوجه میشن...اینکه وقتی یه گوساله به دنیا میاد بدون اینکه مادرش اونو ببینه میبرنش یه جای دیگه تا عضوی از چرخه بشه ,براشون قابل لمس هست...
ولی خوب نمیشه ادمیزاد همه ی کارهاشو خودش انجام بده... اصلا اراده هم بکنی نمیتونی...
من نوعی حتی اگه اراده هم بکنم نمیتونم مثل انسان نخستین زندگی کنم ...
وقتی واقعا نمیتونم کاری کنم چه توقعی ازم میره؟
میدونی, اره دردناک هست. ولی خوب واقعیته... هست دیگه ... 
مثلا واسه کجای این چرخه میشه کاری کرد؟

پاسخ:
منم نمیگم کاری کنیم, میگم ادای روشنفکرارم در نیاریم, این چیزا تو ذات بشر هست و فقط مشکلش با سر بریدن و پوس کندنه, وگر نه تو خوردن و کباب کردن هیچ مشکلی نداره!
من کاملا به این موضوع باور دارم که انسان های نخستین به مراتب سالم تر و درست تر از ما زندگی میکردن!
سلام
میگم چرا به هیچ جا نمیرسم نگو مرغی که سر سفره مونه حلاله..شــــــت
پاسخ:
😂😂
بعضی وقتا حاج اقا نمیاد, میگه خودتون بخونید دعارو,احتمالا تو اونارو خوردی سید :)))
واسه بقا ناگزیر باید این مرغا فنا بشن و ما بلومبونیم و این زنجیره در حیات وحشی دنیا وجود داره و خواهد داشت اما طرز کشتن این مرغا و بقیه مراسمایی که گفتی قابل درک نیس!
پاسخ:
من اصلا حرفی ندارم, من اونایی که میگن سر بریدن مرغ و نیگا نکن بعد با لذت سر میبرنو میخورنش درک نمیکننم,مشکلم با این قسمته!
چه خوبه که واقعیات کشتارگاه دیده می‌شه :( :)
راستی اجازه دادن همه‌ی قسمت ها رو ببینین؟ یعنی محدودیتی نبود؟ با صاحبش رفیق بودی؟ :))

پاسخ:
اره رفیقمون بود, 
همه جا رفتیم,محدودیتی نبود, کارشون سخت و عجیب بود در مقایسه با کار ما واقعا
سید ق.م، درمورد بقا، متخصصش باید نظر بده، یعنی متخصصین تغذیه و زیست شناس‌‌ها. خیلی وقته که این متخصصین گفتن برای داشتن زندگی ای سالم، نیاز به هیچ گونه محصول حیوانی ای نیست. از دانشگاه آکسفورد و کورنل بگیر تا انجمن های تغذیه آمریکا و بریتانیا و کانادا، تا دولت فدرال استرالیا و آمریکا. اگه مایل بودید بیشتر در این زمینه بدونید، می‌تونید با مستندی که تلویزیون پخش کرده و تو آپارات در دسترسه، شروع کنید؛ چنگال های غذاخوری بجای چاقوی های جراحی.  موفق باشید. 
پاسخ:
سید جان, علی اقا میگه,چنجه و خوعک و خوش گوشت و شیشلیک و دنده کباب و باس تعطیل کنی مث اینکه :))
کار ما؟
من گیاهخوارم :دی
پاسخ:
کلا منظورم بود, شغل عجیبیه خلاصه
در مقایسه با خیلی کارا
حالا به دور از شوخی، چرا به جای دو تا گزینه‌ی "گوشت کشتارگاه" که وضعش خرابه، اخلاقی نیست و همینطوریه که توصیف کردی
 و "گوشت شکارشده به سبک اجداد گذشته!" که نشدنی بودنش بزای آدم‌های امروزی واضح تر از اون چیزیه که بخوام توضیح بدم؛ چرا گزینه‌ی "گیاهخواری" رو اضافه نمی‌کنی؟ 
چی باعث می‌شه اینکارو نکنی؟

اون "عجیب بودن" شغل افرادی که تو کشتارگاه کار می‌کنن و یا به نوعی قصاب هستن هم تو اکثر آدما هست :دی 
جالبه که اکثر مردم دلشون نمیاد خودشون غذاشون رو بدست بیارن و براش ناراحت هم می‌شن اما با این‌حال همون مرغ یا گاو یا گوسفند یا الخ رو سر میز غذاشون تزئین می‌کنن. 
پاسخ:
امتحان نکردم گیاهخواریو، ولی واقعیتش دل کندن از گوشت بره بختیاری و سنگسری واقعاً سخته :)))
مگه میشه از این گوشتای لذیذ مذکور گذشت هیهات هرگز هرگز هههههه
پاسخ:
هرگز هرگز :)))
۳۰ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۳۴ سوفی اموندسن
کاش کشتار همیشه حیوانات بود نه انسان 
و مسلما ارتباط مستقیم با نوع مرگ یک حیوون ادم رو ناراحت میکنه اما دلیلی نیست برای نخوردنش;)
پاسخ:
البته که درنده خوترین موجود ,همین بشر دوپاس,
حیوان اگه میدره غریزشه,بشر از هوششم برای دریدن استفاده میکنه,و این فراتر از ارضای نیازش صرفا برای زنده موندنه!
نسان می کشد . برای خوردن می کشد . برای شفا دادن می کشد . برای آمرزیدن می کشد . برای پوشش برای پول برای جنگ کردن برای علم برای تفریح و بلاخره می کشد... فقط برای کشتن  
صادق هدایت
به نظرم ایراد انسان در اینه که صادق خان فرمودن 
کلا بشر موجود احمقیه
پاسخ:
بشر نباس از درخت میومد پایین رفیق،
هوش و اراده بدترین شوخیی بود که طبیعت میتونست با انسان بکنه!
۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۱۰ سوفی اموندسن
در حد نیاز برای انسان نخستین و ابزار ابتدایی بود 
و بیش از حد نیاز برای انسان امروزی و ابزار پیشرفته است و انسان همیشه در جهت راحتی در زندگیش باعث ناراحتی طبیعی هم شده در همه جنبه ها .. 
و درباره مرغ های صنعتی نه طبیعی هم باید گفت پر از ضرر و پخش عمده اون با هورمون کارساز شده که اسیب بیشتر برای خود انسان نخوریم بهتر گرنه طبیعی ش رو به مردم نمیدن:) 
پاسخ:
موافقت خودم رو اعلام میکنم
سلام
داستان بی نظیر و زیبا از تذکره عطار که درود بر او باد
پاسخ:
سپاس سید جان
۰۲ مهر ۹۶ ، ۲۱:۳۷ خورشید جاودان
بخاطر همون قسمت اب برق دارش از امشب تا اخر عمرم خوردن مرغ رو ترک میکنم 
حالا کشتار گاو و گوساله هم به همین وضع باشه اصلن لب به گوشت نمیزنم 
بهتر نیست هممون مثل بارون درخت نشین بشیم الیته اون قسمت سکونت بالای درختان و تر جیحا گیاهخوار مثل اجداد میمونمون 
جدی میگم خداییش از انسان بودنمون چه خیری دیدیم ؟ 
پاسخ:
البته بعضی میمون ها گوشتخوارن,مثل بابون ها,در واقع همه چیز خوارن.
ولی خوب هیچ موجودی به وحشیگریه بشر نیست,هیچ موجودی
یعنی بدمست واقعا رفتی اونجا واسه تجربه؟؟؟ خب چرا یه همچین کاری با خودتون میکنید:///
من فکر میکنم یه چیزایی رو نباید ببینیم تا نفهمیم چی داریم میخوریم اصلا زیر پوست شهر چه خبره...
یاد کلاس پزشکی قانونی افتادم:////
پاسخ:
وای بوی اتاق تشریح و که نگو اصن,چجوری تحمل میکنین
:((((((

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">