بدمست

گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای

بدمست

گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای

خانه های پوشالی

يكشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۱۲ ق.ظ

+ شده موقع سک.س چشاتو ببندی و کس دیگه ای رو غیر از همسرت تصور کنی؟

_ برای مردها، موقع خود ارضایی ممکنه این اتفاق بیافته و یه جور فانتزی ذهنی داشته باشن ولی موقع سک.س کم پیش میاد.

+ برای من یه وقتایی پیش میاد. بعد از خودم میپرسم خیانته یا نه؟! حتی گاهی که میبینم شوهرم چشاشو بسته از خودم میپرسم، اونم داره کسِ دیگه ای رو تصور میکنه؟! هر چند همیشه میگم بیخیال ... لذتش رو ببر یا بزار لذتش رو ببره، اما همیشه برام سواله!

_ تو کیو میبینی؟

+ بیخیال

_ خیلیا اینجورین! چیز شایعیه. موضوع فیلم " Eyes wide Shut " هم همین بود. اگه مردم چیزی که تو ذهنشونه رو به زبون بیارن ، دیگه آدم ها نمیتونن کنار هم زندگی کنن! خوب حالا بگو کیارو میبینی؟

+ حقیقتش خیلی ها... نه اونکه خیلی زیاد باشن ها... اما پیش هم اومده که حتی مردی که توی یه روز یه برخورد ساده باهاش داشتم و آشنایت قبلی باهاش نداشتم رو تصور کردم موقع سک.س. به نظرم اون لحظه همه چیز جذاب تر میشه.

_ کار ذهن همینه، مدلسازی کردن.

+ ذهن رو ما میبریم، خودش نمیره که!

_ینی می خوای با مرد دیگه ای سک.س کنی؟ ینی از تنوع طلبی ناشی میشه؟

+ یه جورایی، شاید از این ناشی میشه که مردهای کمی رو تجربه کردم. اون فیلمه که گفتی در این مورده "Devils Advocate " نبود؟

_  نظر من اینه که  ذهنتو درگیرش نکن. دس تو نیس.

+ آخه میترسم کارم بجایی برسه که فقط اینجوری ارضا شم. باید متوقفش کنم! اتفاقا نا خودآگاه نیست و کاملاً خودآگاهه.

_ اگه خودآگاهه پس چرا انجامش میدی؟ خوب ذهنتو نبر به اون سمت! کاری نداره که!

+ کاری که نداره،  مث ترک سیگار میمونه! باید از لذتش بگذری فقط!

_ چی میشه که اینجوری میشه؟

+ لذت داره خب، کلی فانتزی درس میکنه آدم اینجوری.  80 درصد فرآیند ارگاسم روحیه،  و 20 درصدش فقط جسمیه برای زن ها. همونطور که اِرکشن برای شما یه فرآیند  روحیه!

_ اینی که تو میگی بیشتر شبیه خود ارضایی میشه  نه یک آمیزش دو طرفه!

+ تو با ذهنت رابطرو اونجور که دوست داری پیش میبری. یه جورایی شاید جدیدش می کنی یا تنوع میدی بهش! اصلاً هم بحث دلبستگی یا علاقه به یه آدم خاص هم مطرح نیست...

_ چه خوبه که آدم ها نمیتونن ذهن همدیگرو بخونن!

۹۶/۰۱/۱۳
بدمست .

نظرات (۱۸)

من تو وبلاگ قبلیم یه پست داشتم در مورد رابطه س ک س قبل از ازدواج که کلیتش این بود: رابطه قبل از ازدواج لازمه چون باعث میشه متوجه بشی میتونی با یه نفر بمونی یا نع و هنوز هم نظرم همونه بیشتر طلاق هایی هم که اتفاق میوفته دلیلش س ک س بد زوجین هست که نمیتونن رابطه جنسی خوبی رو ایجاد کنن و این باعث میشه تو موارد دیگه هم از هم دور بشن اما این پدیده ای هم که شما گفتی ممکن برای اونایی که قبل ازدواج رابطه داشتن اتفاق بیوفته که به نظر من اگه یه رابطه واقعا عمیق باشه و دو طرف موقع س ک س کاملا از هم رضایت داشته باشن کمتر همچین چیزی رو که بهش میشه خیانت فکری هم گفت اتفاق بیوفته... آدما چه از نظر فکری چه از نظر فیزیکی باید پایبند هم باشن.
+موضوع خوبی رو انتخاب کردین آقای بدمست... 
از این تصور ها که نه ولی بعضی وقتها فکر میکنم یعنی بقیه هم همینجورین؟  مثل ما رفتار میکنن ؟ همین کارایی رو میکنن که ما میکنیم ؟ همین حرف ها رو میزنن ؟ و از این قسم افکار ...
آدم اینجوری اصن نباید ازدواج کنن
دو تا بحث کلی تو مرزهای خیانت مد نظر من بوده همیشه.
اول اینکه مرزهایی رو که شریکمون رو ناراحت می کنه رد نکنیم (یا اگرم رد می کنیم نذاریم بفهمه). یعنی فارغ از هر خیانتی حال شریکمون رو خوب نگه داریم تو هر رابطه ای که بهش تعهد داریم.
دوم اینکه مرزهایی که خودمون رو ناراحت می کنه رو رد نکنیم. یکی هست رو صدتا تخت با صد نفر بخوابه هم عذاب وجدانش هم پای همون صدتا تخت خواب خوابه با صدای جیر جیر فنر به این راحتی بیدار نمیشه :دی
یه نفر دیگه هم هست به قول این خانوم حتی با برخوردهای ساده هم افکارش باعث میشن دچار خیانت عذاب وجدان بشه.
آدم اول نیازی به نگرانی بابت روابط خودش نداره ولی آدم دوم باید مراقب حد و مرز روابط سادۀ خودش هم باشه،
بماند که تقریبا همه ی مسلکها و مکتبها یکصدا میگن چنین موقعیتهایی که طرف میرسه به یکجا که "کارش به جایی برسه که فقط اینجوری ارضا بشه" اون موقعیت رو میشه برچسب اعتیاد بهش چسبوند. که کلی جای بحث داره و مشخصه ترک کردنش بهتر از عادت کردن افراطی تو مسیر اعتیاده.

خیلی جای بحث داره خیلی.

یه پینوشت در مورد کامنت خانم سمیرا: با تئوری شما در مورد رابطه پیش از ازدواج مخالفم. مصداقش نسل پدر مادرهای ما که به مراتب روابط قبل ازدواجشون از ما کمتر بوده (ناچیز بوده) و به مراتب از ما وفادار بودن هم پدرامون به مادرامون هم مادرامون به پدرامون.... در موردش بیشتر فکر کنید.
ما که پدر مادرامون نیستیم آقای شهاب، خیلی چیزا تغییر کرده باید قبول کنیم این تغییرات رو... حالا هر کس با توجه به اعتقاداتش شرایط روحیش یا حتی بلوغ فکریش میتونه واسه این مسئله یه راه حل پیدا کنه؛
+60 درصد طلاقهای امروزی به خاطر مسائل جنسی به خاطر اینکه درک درستی از این موضوع نداریم فرهنگش رو نداریم ... در مورد این مسائل حرفها میشه زد ... :)
من گمون میکنم این جور افکار زمانی اتفاق می افته که این آموزش با اون که دوست می داشتیم نیست،  شاید در واقع ناشی از شکست های عاطفی ما باشه.
سلام
وقتی دو نفر که انسانیت داشته باشن (کاریم با مذهب و اعتقادات ندارم) و نسبت به همدیگه متعهد و عاشق باشن هرگز چنین فکرایی تووی ذهنشون نمیاد مگه اینکه زمینه چنین فکرایی واسشون ایجاد بشه که بیشتر روحی روانیه مثه کسایی که وسواس فکری دارن!
مثلا تووی فیلم چشمان کاملا بسته نیکول کیدمن به تام کروز میگه وقتی یه بیمار زن جلوت لخت میکنه چه احساسی بهت دس میده و اون میگه هچی و هی گیر میده بهش و اون میگه من فقط به درمان فکر میکنم و اصن به این چیزا فک نمیکنم و باز بهش گیر میده که وقتی اون بدن لخت رو میبینی و دس میزنی واقعا هیچ احساسی نداری و اون میگه اصن این حرفا شاید آخرین چیزی باشه که اون لحظه به ذهن من میاد... چرا؟ چون که یه انسان متعهده هم به شغلش هم زندگیش!
اما همین گیر دادنای الکی و بدبینی ها و البته رقصیدنه کیدمن تووی پارتی با کس دیگه یه دفه اینم دچار یه وسواس فکری کرد که نکنه واقعا این به من خیانت میکنه همون طور که برخلاف میلش همش فکر سکس زنش با دیگری میومد توو ذهنش و کلا به باوراش لطمه خورد...!

برای سمیرا: آدم با مطالعات زیاد از منابع درست حسابی در این رابطه و استفاده از تجارب درست و موفق دیگران از یه طرف و تجارب نادرست و ناموفق افراد دیگه از طرف دیگه میتونه به نتایج خوبی دس پیدا کنه و لازم نیس یکی قبل از ازدواج کلا بکارت و حیثیت و همه چیزشو از دس بده که ببینه میتونه یا نمیتونه...اینا ربطی به دین و مذهبم نداره بلکه به عقل و درک و شعور آدم ربط داره!
البته سوء تفاهم نشه دارم کلی میگم
ضمنا دو نفر که میخوان با هم ازدواج کنن باید بدون خجالت و رودربایستی، معیارهای جنسی خودشونو بدون هیچ کم و کاستی به هم بگن و تا مدتها هم اگه طول کشید بذارن بکشه، فقط در این رابطه به یه نتیجه ای خودشونو برسونن که اگه مثبت بود ازدواج و اگه نبود، ما به درد هم نمیخوریم تموم شد رفت پی کارش! نه تنها معیارهای جنسی بلکه معیارهای عاطفی و احساسی و روحی و ر وانی و شخصیتی و معنوی هم باید گفته بشه که خود اینام نیاز به یه زمان زیادی داره!

برای شهاب: مادرای برده و مظلوم ما مجبور بودن با پدرای دیکتاتورمون سر کنن و این به معنای زندگی موفق نیست البته شاید برای تو موفق بودن اما خیلیاشون اینجوری بودن!!!
چون بحث خیلی جای مانور داره دو تا موضوع دیگه که به ذهنم رسیده رو به صورت دو تیتر و توضیح دو خطی بگم فقط و دیگه روش بحث نکنم:
1- مشکل خود ار*ضایی به ذهنم رسید. شاید کمری بودن نزدیک به 100 درصد پسرا (یا حتی دخترا) تو این نسل تو این نارضایتی جن*سی بعد ازدواج نقش خیلی پررنگ داشته باشه. (مشکلی که به قول توصیۀ سمیرا خانم از نداشتن سک*س در سن بلوغ - چه از طریق ازدواج زود هنگام و چه از طریق رابطه قبل ازدواج - هم نشأت میگیره... در واقع پذیرفتن نظر سمیرا خانم در مورد رابطه قبل ازدواج اینش هم خیلی خوبه که اقلا ملت از دام خ.ا آزاد میشن)
2- پذیرفتن طلاق. یه راه حله این. طلاق رو به عنوان یه راه حل عادی بپذیریم این مواقع. من شخصا به عنوان یه مرد حاضرم در قبال صرف نظر از مهریه حق طلاق رو به زنم بدم تا اونم مثل من هروقت از من خسته شد بدونه که اسیر (یا به قول سید برده) من نیست و میتونه راحت طلاق بگیره.

سمیرا خانم و سید ممنون بابت پاسخهاتون. ایشالا فرصتش بشه تو پستهای جزئیتر بحث می کنم مفصل سر این دو موضوع با شما دو عزیز.
اولین چیزی که به ذهنم رسید همون شکست‌های عاطفی بود، انتخاب بد،پشیمونی ،ولی اصلا نمیدونم این دلیلش هست واقعا ، یا نه! 
نظرات هم جالب بود، منتظر خوندن جوابتون به کامنتای دوستان میمونم(البته اگه جوابی بخواین بدین:دی) 
دیدن فیلم خوب (البته از نظر من) "45 سال" 2015 توصیه میشه!
به نظر من خیانت و تصور شخص دیگه، نه توی رختخواب، که از همون لحظه که اون شخص رو دیده شروع شده. یعنی نگاه زن گرسنه و حریص بوده و اون شخص رو به لحاظ س.ک.س.ی همون لحظه بلعیده و توی رختخواب فقط داره مرحله هضمشو انجام میده!
خوب بستگی به خود زن داره در  مورد بعضی زن ها با نظر مصطفی موافقم ولی خیلی زن ها هم هستن که انقدر سردن که با شوهر خودشونم میل زیادی ندارن چه برسه به تصور مرد دیگه ...
ولی بد آموزی ام داره دیگه... یه عده هم یاد میگرن که میشه خیانت ذهنی هم کرد و یه عده هم از اینکه این کارو میکردن دیگه ناراحت نیستن چو میبینن که همه اینکارو میکننن و عادیه...
اینا قسمتی از یک دیالوگه یا خودت نوشتی؟؟؟اگه اره چه  فیلمی؟
پاسخ:
واقعیه
درسته که خیلی از آمار طلاق به خاطر روابط زناشویی نادرسته اما من باز هم موافق سکس قبل از ازدواج نیستم... میدونی مثل این میمونه که سیگار بکشی ببینی میتونی ترکش کنی؟! میتونی تحملش کنی؟منکر لذتش نمیشما اما میشه از طرق دیگه ای خلق و خوی خودمون رو بسنجیم... اگه واقعا هدف شناخته...امتحان این روابط با افراد زیاد اون تنوع طلبی رو تشدید میکنه.. واسه یه بچه ام انقدر عروسک مدل به مدل بخری از هیچ عروسکی بیشتر از دو روز خوشش نمیاد... آموزش و تربیت میخواد این مسائل... توضیح و شکستن تابو میخواد... نه صرفا تجربه کردن و خودیادگیری... 
چقدر خوب بود این پست... اما نمیدونم واقعا اسمش خیانته یا نه! تا یه حدی واکنش دفاعیه به نظرم...
منظور از س ک س قبل ازدواج فکر نکنم این باشه که آدم وایسه سر کوچه هر کی از راه رسید بگه بیاین باهم باشیم.منظور همون دوست پسر دوست دخترای قبل ازدواج که قریب به اتفاق 90درصد همه تجربه شو دارن...توهین به کسی نیست ولی اگه این رابطه های دختر پسری قبل ازدواج که خیلیاشونم به رابطه ختم میشه س ک س نیست پس چیه؟ که همه الان مخالف شدن :)... گفتن بعضی چیزا واقعا سنگین ولی واقعیته.
در دفاع از اتهام آذر بانو به ما مخالفهای س قبل ازدواج: من یکی شخصا تجربه شو داشتم و از موضع یه نفر که تجربه کرده میگم مخالفم. بقیه دوستان رو نمی دونم :)
من تا پایان رابطه اولم یه فرد بشدت وفادار بودم ولی بعد رابطه اول و به لطف همون چشیدن طعم رابطه و به قول خانم نارخاتون همون هیولای تنوع طلبی دیگه نتونستم چاشنی نمک وفاداری رو به روابط بعدی خودم اضافه کنم.
این از این باید میگفتم حتما.
به نظرم این مسئله تا حدودی طبیعیه چون ادم یه ایده آلی از طرف مقابل داره منظورم ظاهریه ممکنه حتی عاشق یه نفر بشه و باز اون ایده آله ب چشمش نیاد ولی بازم ب هرحال ایده آلشه برای همین میگن در حین این کار چراغو خاموش کنید ک فرض کنید همسرتون همون ایده آلتونه. ممکنه اصلا ادم واقعی نباشه صرفا ی تصور باشه ولی به هرحال انکار ناپذیره
ولی فقط تا حدودی، نه این که تبدیل بشه به عادت
بیشتر تهوع آور بود این پست تا همذات پندارانه  !!! ببخشید رک میگم . اما دوسش نداشتم 
غلام دولت آنم که 
پایبند یکی ست

سعدی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">