بدمست

گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای

بدمست

گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای

بدهکاری

چهارشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۳۹ ب.ظ
خیلی پیش میاد که ما یه وقتایی یه کارایی میخوایم بکنیم ، ینی دوس داریم که بکنیم، ولی نمیکنیم، یه حرفایی رو یه جاهایی میخوایم بزنیم و نمیزنیم، یه جاهایی رو دوس داریم بریم و نمیریم، یه تجربه هایی و میخوایم بکنیم و نمیکنم، حالا به هر دلیلی.
تا اینجایی که عمر کردم، اینو فهمیدم که همه چی میگذره، درد، سختی، خوشی، ... همه چی. فقط یه چیز میمونه برای آدم، اونم "حسرته"! همیشه باهاته، مث خوره روحتو میخوره.حسرت حرفایی که نزدی، جاهایی که نرفتی، خلاصه حسرت کارایی که باس میکردی و نکردی!
 همه بدهکاریا صاف میشه، الا بدهکاریایی که آدم به خودش داره، سعی کنید یه جوری زندگی کنید که وقتی به گذشتتون نگاه کردین
"بدهکار خودتون نباشین"
۹۵/۰۹/۱۷
بدمست .

نظرات (۱۳)

به هر حال همه ی عوامل در شکل گرفتن حسرتها دست دارند چه بخوای وچه نخوای.فقط خود آدم نیست...زندگی هم مخلوطی از آرزوها،حسرتها،رسیدنها ونرسیدنهاست..خیلی فیلمیه که بگیم کسی هم پیدا میشه بدون حسرت و آرزو و حالا بقیه ی موارد... همیشه به سعی آدم نیست...گاهی هرچه رشته کنی با یه چشم برهم زدنی تحت الشعاع یه عاملهایی،پنبه میشه...

پاسخ:
کاری از دست برنیاد که دیگه حسرت نیست، جزو نشدنی ها قرار میگیره.
راجع به چیزایی میگم که میتونستی و نکردی ... کاری از دستت بر نیومده و حالا به هر دلیلی، ریسک کم، محتاط بودن و ... انجام ندادی... 
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۳:۲۴ نویسنده ....
حرف حساب جواب نداره...حقیقتا همینطور
من از یک جایی به بعد سعی کردم بدهکار خودم نباشم و راضیم...
پاسخ:
خوشبختی یعنی همین رضایته!
به همین راحتی خوشبختی تعریف شد!

۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۳۷ نار خاتون
بعضی وقتا باید پشیمون شد ولی حسرت نخورد...
پاسخ:
آره تا جایی که جا داره باس دل و به دریا زد، عمر رفته بر نمیگرده
فعلا که دنیا بدهکار ماست.
حسرت همیشه رو دلت میمونه
پاسخ:
همه حرفم اینه که نباس بزاری حسرت چیزی رو دلت بمونه، تا جایی که میشه، قبول دارم که بعضی وقتا دیگه نمیشه که نمیشه!
محاله آدم پیر شه و حسرت چیزی به دلش نمونده باشه.
وقتی پیر میشی و به مرگ نزدیک , میبینی چقدر از کاه واسه خودت کوه ساختی و چقدر راحت میتونستی یه کارایی رو بکنی و نکردی , ولی اگه انجامش میدادیم بعدا عذاب وجدان مثلا خودخواه بودن و بفکر دیگران نبودن تو دلمون نمیموند؟ یا خودمونو بابت خیلی چیزا مقصر نمیدونیم بعدها؟
پاسخ:
الان تو اینقد پیر شدی و تجربه نزدیک مرگ داری :دی
خدا یه عمر دوباره بهم بده، جواب این سوالتو میدم بهت :))
حسرت جزء جدایی ناپذیر زندگی..
ریسک کردم ولی شکست خوردم , الان حسرت کارایی و که نباید میکردم و کردم دارم
به قول بابام هر کاری کنی تو این زندگی , بازم گیری !
پاسخ:
همیشه حسرت نکرده ها خیلی بدتر از حسرت کرده هاست، خیلی وزنش بیشتره، خیلی ... 
چه این متن جفت و جور شد با اونچه که بهش فکر میکردم. دارم سعی میکنم بدهکار خودم نباشم و دوراهی ها رو درست انتخاب کنم. 
پاسخ:
امان از وقتایی که فکر بدهکاری آدم به خودش دس از سرش بر نمیداره!
نه من یه منِ پیر تو دلم دارم.
یه پیر زن غر غرو  D :
پاسخ:
همه دارن
:))
هووووم . من که کلا سرو ته زندگیم شونزده هیفده سال بوده همین الانش کلی حسرت دارم .کلی کارایی که کاش انجام میدادم! الان پستت باعث شده به خیلی چیزا فکر کنم عمو ؛به چیزایی که به خودم بدهکارم و باید قصد بندیش کنم و پرداخت کنم وگرنه مجبور میشم برم از خودم شکایت کنم .من با اجازتون این پستو میفرستم واسه دوستام با ذکر منبع 😊
پاسخ:
تازه اول چلچلیته،
تو چرا عمو؟!
خیلی کارا هست که دوست دارم انجام بدم و میتونم انجام بدم ولی انجام نمیدم !!یعنی الان تو سرم کلی "کاشکی "وول میخوره همش !یعنی الان حس میکنم چه روزایی رو از دست دادم !میشد همه ی کارایی که میخوام انجام بدم ولی خب فک کنم به دلایل خیلی مسخره ای انجام ندادم :|
پاسخ:
ریسک پذیر بااااش،
عمر لعنتی زودتر از اون چیزی که فک میکنی میگذره!
حسرت های من تمومی نداره بعضی چیزا دست آدم نیست خانواده مانع میشه نمیشه هم کاری کرد مخصوصا برای دخترا خیلی سخت تره اونم توی ایران
هروقت با خودم خلوت میکنم میبینم جوونی نصفش رفته و من هیچ کاری که ازش لذت ببرم نکردم از شانسی که برای زندگی بهم داده شده استفاده نکردم
پاسخ:
پرده پندار می باید درید،
تابوهارا می باید شکست
:))
تا من بیام این تابوهارو بشکنم و بابامو شکست بدم :دی پیر شدم
پاسخ:
امان از جبر جغرافیایی
۰۳ دی ۹۵ ، ۲۲:۵۶ اثر انگشت
هی... تعجب کردم بدمست3 رو توو فهرست دنبال کنندگان دیدم.وردپرس چی پس؟چی بی سر و صدا؟
پاسخ:
هستیم هر دو جا،
پستای چیز دارو اونور مینویسم، پستای بی چیزو اینور،
هر چند دیگه بلاگری دیگه حس میکنم خالی از احساس شده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">