بدمست

گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای

بدمست

گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای

اینجا ایران است

شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۱۱ ب.ظ

مادر روی مبل نشسته و طبق روال چند وقت اخیر مشغول خواندن پیام های تلگرامی است. کنارش نشسته ام و اخبار میبینم. ناگهان سرش را از گوشی بیرون می آورد و آهی میکشد. با تعجب نگاهش میکنم. توضیح میدهد که پسر همکارش شهین خانم، در جاده های شمال تصادف کرده و در کماست. حالا شهین خانم عکس پسر بی هوشش را روی تخت بیمارستان در کانال همکاران قرار داده و از همکاران خواسته برای سلامتی او دعا کنند

مادر بلافاصله گوشی را بر می دارد . به شهین خانم زنگ میزند و جویای احوال پسرش "پویا" می شود. شهین خانوم می گوید، پسرش در صندلی شاگرد نشسته بوده و کمربند ایمنی نبسته بوده است و راننده که از کمربند استفاده کرده، فقط چند جراحت سطحی برداشته است. شهین خانم اضافه میکند که نذر کرده که اگر پسرش از کما خارج شود اسمش را از "پویا" به "حسین" تغییر دهد و سپس التماس دعایی از مادر میکند و خداحافظی می کند.

رو به مادر میگویم، بهتر نبود به جای این همه نذر و دعاها، پسرش کمربند ایمنیش را میبست؟! مادر می گوید: وقتی فرزندت روی تخت بیمارستان باشد دیگر به هیچ چیز فکر نمیکنی و به هر ریسمانی چنگ میزنی!

سرم را به سمت تلوزیون بر میگردانم، مجری اخبار ادامه می دهد:

واژگونی اتوبوس زائران اربعین حسینی در محور دژکرد، اقلید منجر به مرگ ٢٠ نفر و مصدومیت ٢٠ نفر دیگر شد!

 

 

 

۹۵/۰۸/۲۲
بدمست .

نظرات (۴)



 به نظرم باید سعی کنی کنار بیای با این شرایط . کنار اومدن با فرهنگ و مذهب به معنی قبول کردنش نیست ، اتفاقا واسه کسی که قبول نداره نشون دهنده ی پختگی تفکرشه . الان ایرانیا به این نیاز دارن . با این جو متشنج که توش همه به هم می پرن لازمه حمایت کنن از هم ، نو متر وات .


کلا زندگی این قد کوتاهه و این قد چیزایی که دوست نداریم توی پاچه مون هستن که حداقل کاری که می تونیم بکنیم برای خودمون اینه که چیزایی که دوست نداریم و اجبارا توی پاچه مون هم نیستن رو به زور هل ندیم تو .
پاسخ:
برای من حداقل مشکل همین کنار اومدنه، کنار اومدن درد داره، چون حجم چیزی که داره تو پاچت میره خیلی بزرگه و درد داره واقعاً! هر چی میخوام کنار بیام دردش مانع میشه!
سلام چه بیخبر برگشتین؟

راست میگن مادرتون. به جاهایی هست آدم اصلا نمیدونه چکار کنه. به هر چیزی چنگ میندازه.
دیروز به این فکر میکردم که ما مردم استرسی و احساساتی هستیم. مثلا تو ناراحتبامون وقتی یه مشکل کوچیک بین یه زوج پیش میاد زود ترس خیلی چیزا به دلشون میفته و کارایی میکنن که بدتر کارو خراب میکنه. 
هیچ وقت نتونستیم فاصله بگیریم و آروم شیم و تو آرامش به مشکل و راه حل فکر کنیم. یعنی ترس فاصله و الان چی میشه نذاشت.اطرافیان ام نظرشون این بوده که هرچه سریعتر این فاصله و کدورت رفع بشه که منجر به کدورتای بعدی نشه.
میدونی شاید مشکل اینجاس که ما هنوز قبول نکردیم به سری حرفا و ضرب المثلا و کارای گذشته رو این نسل اثر معکوس داره. 
پاسخ:
بیشتر، آدم از این حجم حماقت دلش به درد میاد، و این درد همیشه برای من هیچ وقت کهنه نمیشه و همیشه تازست!

۲۶ آبان ۹۵ ، ۱۴:۳۴ بانو ف تک نقطه
عه بدمست :))

بی خبراومدین :/
پاسخ:
آره،
دل آدم تنگ میشه برای نوشتن :))
۲۶ آبان ۹۵ ، ۲۱:۱۹ نویسنده ....
به به بازگشت سلحشورانه شما رو به وطن تبریک می گیم:)))
سلااام جناب بدمست:)
پاسخ:
سلام به شما دوست عزیز و گرامی، 
و همه دوستان خوب بیانی و غیر بیانی
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">